تبليغاتX
زیر سقف آسمون
می خواهم بفهمم آسمان را ...
زیر سقف آسمون هیچ کس نیست !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:24  توسط مستر فکر  | 
وقتی فکر می کنم من توی ایران روی زمین وسط آسمون معلق ایستادم ، سرم گیج میره !   

وقتی فکر می کنم ... سعی می کنم از اون بالا نگاه کنم ، از طرف خدا ، خودمو عین یک قطره هم   نمیبینم ... یعنی واقعا چجوریه ؟ این چه دنیاییه ؟

دوست دارم همه چیزو بدونم ، همه چیزو .

   

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:28  توسط مستر فکر  | 
از این به بعد اسم وبلاگ از نوشته های پیانوس به زیر سقف آسمون متمایل میشه !

چیزایی هم که راجع بهش می نویسم کمی تغیر می کنه ...

به امید فردایی بهتر.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:10  توسط مستر فکر 
تو این مدت اتفاقای زیادی افتاد ...

اول از همه در امتحانات تغیر رشته قبول گردیده و به سمت پیش دانشگاهی هنر منحرف شدم ، تا چند روز دیگه هم باید برم ثبت نام کنم ،

دیگه این که خیلی از خواننده هامو از دست دادم ! و اصلا حال جمع کردنشونو ندارم ...

بیست و پنجم هم اگر خدا بخواد میریم کیش با خانواده .

راستی ... همش به این فکر می کنم که زندگیم عوض شد ، خواست خدا بود که قبول بشم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:36  توسط مستر فکر  | 
بعد از گذشت مدتی و خرید یک نت بوک بازگشتم .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 15:20  توسط مستر فکر  | 

این روزها می شینم عین یک بچه ی آدم درسمو می خونم ! من از این اخلاقا ندارم ! همون شب امتحان هم به زور می خونم ... اما الان انگیزه دارم و از این حرف ها خلاصه !

رفتم کلاس هارمونی ( تئوری موسیقی و علم هماهنگی ) اسم نوشتم و به استاد گفتم برای کنکور می خوام آماده شم که گفت آمادت می کنم ... بدی کنکور هنر اینه که منبع مشخصی نداره مثلا برای قبول شدن تو رشته ی موسیقی من الان برم چه کتابی بگیرم ؟!

گر چه فعلا که برای آزمون تغیر رشته دارم خودم رو آماده می کنم ، درس های قشنگیه ! جدی می گم ...  دید آدم رو باز می کنه و باعث میشه به اطرافش بیشتر توجه کنه !

آره خلاصه اینکه آره دیگه !

راستی می خوام یک سری کاغذای بزرگ بزنم در و دیوار روش بنویسم موسیقی ، قبولی ، سراسری !من اعتقاد دارم به قانون جاذبه ی افکار چون همین الان خیلی چیزایی که دارم رو قبلا همش تصور می کردم و خودم رو می زاشتم جای کسی که اون چیزا رو داره !!! مثلا دو سال پیش (دو؟!) همش تصور می کردم گوشی motorola A1200 دارم و اینا ... الان دارم ! و خیلی چیز های دیگه ...

من زندگی رو دوست دارم ... ( این جمله لحظه ای بود ، جدی نگیرین ! )


کامپیوترم سوخت !!! الان کافی نتم ... خیلی ناراحتم !

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 23:0  توسط مستر فکر  | 
پس از گذشت چند روز بسیار سخت و مشاوره کردن با چند مشاور مجرب (!) و صد البته مشورت با پدر و ...
نتیجه آن شد که من تغیر رشته دهم و پیش دانشگاهی هنر بخونم !
خیلی خوشحالم ، من از اون موقعی که یادم میاد دوست داشتم تحصیلاتم در زمینه ی موسیقی باشه ... اگر خدا بخواد و قبول شم می تونم تو ایران تا لیسانس پیش برم : لیسانس نوازندگی ساز جهانی .
چهار تا درس رو باید وسط مرداد امتحان بدم و از فردا هم شروع می کنم
به درس خوندن ...

خیلی حس خوبی دارم که تکلیفم مشخص شده ، واقعا امیدوارم آینده ی
خوبی در انتظارم باشه ...
راستی از همین الان بابام میگه لیسانس رو که گرفتی می ری خارج و
دکترا هم می گیری !
آره اصلا کی گفته همه باید پزشک شن ؟! دکتر موسیقی چشه مگه ؟!
به هر حال واقعا خوشحالم ... امیدوار ... سرشار از انرژی مثبت !
آینده ... دارم میام .
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:59  توسط مستر فکر  | 

خیلی مسخرست ... من هنوز نمی دونم می خوام چی کار کنم ، دیروز صبح رفتم آموزش و پرورش فهمیدم

امتحان تغیر رشته درس حسابان 15 مرداده و جبر و احتمال هم دو روز بعدش ... امروز هم کتاب خود آموز

جفتش رو خریدم ! بازشون می کنم سرم گیج میره ! باز دودل شدم ، نمی دونم اصلا ، هی به خودم می گم

تجربی رو ادامه میدم و پزشکی قبول میشم ، اما باز می بینم نمی شه ! دوباره می گم ریاضی می خونم ،

ولی وقتی می بینم45 روز وقت دارم تا دو تا درس سخت رو بخونم می بینم نمیشه ... اه اه اه ! فردا صبح

می رم مدرسم با معلم ریاضیم صحبت کنم ببینم چی میشه ! شاید باهاش خصوصی کلاس بگیرم ... ای خدا!

یاد تابستون پارسال افتادم ، چقدر قشنگ بود ... بی خیال ، شاد ، خجسته ! می رفتیم مسافرت ...

یک شوکول نامی تو پست قبلی نظر داده که می خواستم بگم آره ! منم دلم تابستون می خواد اما دیگه برای

منم تموم شد ... تموم .

خدایا کمکم کن ...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 17:20  توسط مستر فکر  | 
فردا اولین روز تابستونه و من هنوز هیچ برنامه ای رو برای خودم نریختم ! من امسال میرم پیش دانشگاهی و می خوام پیش ریاضی بخونم ... مشکل همین جاست ! من تجربی ام ، رفتم مدرسه و نمره هام رو دیدم ... با زحمت قبول شدم (!)  امروز باید با پدر جان حرف بزنم ... شاید پیش تجربی بخونم و کنکور سراسری تجربی بدم ولی آزاد ریاضی ... نمی دوونم ! ای خدا ...

از یک طرف خیلی خیلی به هنر علاقه دارم و دوست دارم نوازندگی ساز جهانی بخونم ! but  پدر نمی زاره !

خیلی گیجم ، خیلی ، خدایا کمکم کن .


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 14:33  توسط مستر فکر  |